مجموع نظرات: ۰
سه‌شنبه ۲۴ شهریور ۱۴۰۵ - ۲۲:۲۶
۰ نفر

همه شواهد حکایت از این داشت که دستبرد به خانه تاجر فرش، از سوی ۳ مرد تبهکار صورت گرفته است اما حقیقت چیز دیگری بود. این سرقت نه توسط مردان، بلکه توسط ۳ زن با سناریوی دقیق اجرا شده بود.

متهم زن

همشهری آنلاین - حوادث: این پرونده با شکایت یک مرد ثروتمند در شمال‌غرب تهران به جریان افتاد. شاکی که تاجر فرش است، پس از بازگشت از سفر متوجه شد که دزدان به خانه‌اش دستبرد زده‌اند. وسایل خانه به شدت بهم ریخته و مهم‌تر از همه، گاوصندوقی که محل نگهداری سرمایه های مرد تاجر بود، باز شده و تمام دلار و طلاها به سرقت رفته بود.

مرد تاجر بلافاصله با پلیس تماس گرفت و ماجرای این سرقت را اطلاع داد. او می‌گفت که ارزش اموالی که به سرقت رفته بیش از ۳۰ میلیارد تومان بوده است.

معمای سه مرد نقاب‌دار

با حضور تیم‌های تخصصی پلیس در صحنه جرم، تحقیقات برای شناسایی دزدان آغاز شد. در ابتدا دوربین های مداربسته ساختمان، مورد بررسی قرار گرفت. تصاویر نشان می‌داد که سه مرد که ‌یک دست سیاه پوشیده و ‌نقاب به صورت داشتند و کلاه به سر، وارد ساختمان شده و نقشه سرقت را عملی کرده‌اند. پلیس بر اساس این شواهد، تمرکز خود را بر شناسایی این سه مرد که به نظر می رسید، سارقان سابقه دار باشند، قرار داد. جست‌وجو برای یافتن آنها ادامه داشت تا اینکه یک تماس عجیب، اسرار این سرقت میلیاردی را فاش کرد.

تماس غیرمنتظره

چند روز قبل دختری جوان با صدایی لرزان، با پلیس تماس گرفت و گفت: می خواهم عاملان دستبرد به خانه تاجر فرش را لو بدهم. او گفت: ۳ دزدی که تصاویرشان ثبت شده، ‌مرد نیستند بلکه من و دوستم آزیتا و مادرش بودیم که به خانه مرد تاجر دستبرد زدیم.

با اطلاعاتی که این دختر جوان در اختیار پلیس قرار داد، ‌مادر و دختر دستگیر شدند و تماس گیرنده نیز خودش را تسلیم کرد. با بازداشت آنها، حقایق تکان دهنده دیگری آشکار شد؛ سارقان نه غریبه، بلکه از آشنایان مالباخته بودند.

نقشه ای برای جبران بدهی پدر

دختر جوان به نام آزیتا که طراح این نقشه سرقت است در بازجویی ها به جرم خود اقرار کرد.

او گفت: تاجر فرش، عمویم است که برای انتقام از او نقشه سرقت کشیدم. همدستانم، مادرم و دوستم سحر بودند.

وی ادامه داد: چون عمویم، سهم پدرم را تصاحب کرده و پول او را بالا کشیده بود و باعث شده بود پدرم بدهکار شود، تصمیم گرفتم اموالش را سرقت کنم تا بدهی های پدرم جبران شود. وی ادامه داد: برای اینکه در دوربین‌ها شبیه به یک مرد دیده شویم، با دقت بسیار زیاد لباس پوشیده و حرکات بدنی خود را تغییر دادیم تا هیچ شک و تردیدی در نگاه پلیس ایجاد نکنیم اما در نهایت دوستم سحر، در حق ما بی معرفتی و خیانت کرد و ما را لو داد. با اعترافات متهمان، آنها برای انجام تحقیقات بیشتر در اختیار ماموران اداره آگاهی تهران قرار گرفتند.

وعده ۲۰ میلیاردی

سحر دختری ۳۰ ساله است که پس از دعوا با همدستش تصمیم گرفت آنها را لو بدهد، حتی به قیمت زندان رفتن خودش. گفت و گو با وی را می خوانید.

چه شد که تصمیم گرفتی اسرار این سرقت را فاش کنی؟

می‌دانم اشتباه بزرگی مرتکب شده‌ام اما حاضرم حبسش را هم بکشم. من اصلا نمی‌خواستم وارد این بازی شوم اما دوستم آزیتا با حرفهایش فریبم داد. با یک مشت دروغ، مرا وسوسه و اغفال کرد.

دوستت چه وعده ای به تو داد؟

گفت عمویش تاجر فرش است و در خانه اش بیش از صد میلیارد طلا و دلاردارد. گفت اگر او و مادرش را در سرقت، همراهی کنم، حدود ۲۰ میلیارد تومان سهم من می شود. مبلغ کمی نبود و هر آدمی ممکن بود وسوسه شود. ضمن اینکه به من گفته بودند هرگز گیر نخواهیم افتاد و نقشه را به صورت ماهرانه ای طراحی کرده اند.

خب چه شد که تصمیم گرفتی، راز این سرقت را فاش کنی؟

چون بعد از دزدی، سهمی به من پرداخت نشد، ‌حتی یک ریال. حتی آزیتا جواب زنگ هایم را نمی داد ومدام پیام می فرستاد که باید صبر کنم. دیگرنتوانستم تحمل کنم و تصمیم گرفتم مجازات سرقتی که انجام داده بودم را به جان بخرم اما آنها را لو بدهم تا آبرویشان برود.

برگردیم به روز سرقت. چه شد که لباس مردانه پوشیدید؟

آزیتا گفت برای گمراه کردن پلیس، بهتر است لباس مردانه بپوشیم. حتی با وجود اینکه کلید خانه را هم داشت، در را تخریب کرد تا همه چیز نشان بدهد سرقت از سوی یک باند سازمان یافته رخ داده است. او می گفت عمویش، سهم پدرش را بالا کشیده و از او کلاهبرداری کرده است. به همین دلیل پدرش بدهی بالا آورده و برای جبران این ضرر، باید گاوصندوق عمویش را خالی کند اما فکرش را نمی کردم که سر مرا هم کلاه بگذارد و ماجرا به اینجا ختم شود.

کد خبر 1069071

برچسب‌ها

پر بیننده‌ترین اخبار حوادث

دیدگاه خوانندگان امروز

پر بیننده‌ترین خبر امروز

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha